پس از ماهها کشمکش و جنجالهای سیاسی، بالاخره مردم در روز 12اُم اسفندماه کرسینشین مجلس نهمشان را انتخاب کردند و آن را به نام جعفرپور زدند. و این کرسیِ مهم برای چهار سال آتی به دست لاریها افتاد. به گفته برخی از تحلیلگران سیاسی منطقه، این چهار سال، سالهای سختی برای مردم گراش، بیرم و منطقه خواهد بود.
بازی گام به گام لاریها برای پیروزی
پیروزی جعفرپور کاندیدای اجماع لاریها یک پیروزیای مشابه با پیروزی دکتر کشفی در انتخابات مجلس ششم بود. این پیروزی حق لاریها بود چون آنها در یک بازی گام به گام پیروزمندانه عمل کردند. اولین گامشان این بود که حسنی نماینده کنونی مجلس را به عنوان مهرهی اختلاف و تفرقه در منطقه معرفی کنند، این کار همزمان با مدیریت قوی رسانهای در دو سایتخبری صحبتنو و لادستان با دو طیف سیاسی سوای از هم یعنی اصلاحطلب و اصولگرا آغاز شد.
مرحلهی بعد عدم تاییدصلاحیت حسنی و زندوی بود، چون هردو برای لار یک مهرهی تهدید کننده بودند و نسبت به بقیه کاندیداها احتمال رایآوری بیشتری داشتند. متاسفانه برای ما و خوشبختانه برای آنها، حسنی باتوجه به گزارشات رسمیای که از تخلفاتاش به شورای نگهبان رسیده بود نتوانست از فیلتر آن عبور کند. اما زندوی در دقایقی مانده به آخر تاییدیهاش را گرفت.
قولهای حسنی به مردم و امروز و فردا کردنش برای گرفتن تاییدیه تا دقایقی مانده به پایان تبلیغات هم ادامه داشت اما این قولها باعث ایجاد اصطکاک در گراش شد.
لاریها از آنسو با چانههازنیهای سیاسی و با استفاده درست و به موقع از جایگاه روحانیون لار توانستند در شنبهی تبلیغات به کاندیدای واحد برسند. در شب همان روزی که لاریها به اجماع رسیده بودند، سایت لادستان نوشت: بوی بهار به مشام میرسد!
من دلایل این پیروزی را داشتن مدیریت قوی در بازیگردانی سیاسی، ساختار قوی و استفاده درست و به موقع از جایگاه روحانیت لار میدانم که برآیند آن وحدت لاریها بود.
شکست در پیِ شکست در اجماع منطقه (غیرلاریها)
تمام نظرها بر این بود که برای شکست مجدد لاریها و ادامه پیروزی باید در منطقه به اجماع رسید. این نظر هوادارن فردوسی، زندوی و سایر کاندیداها و مردم منطقه بود. اما برخلاف تصور و خوشبینیمان این اجماع صورت نگرفت و یک شکست تلخ برای منطقه به وجود آمد.
امروز که آرای نهایی اعلام شده است، میتوان پی برد که اگر اجماع صورت گرفته بود بدون شک برنده انتخابات زندوی بود گرچه مجموع آرای فردوسی و زندوی [52770] کمی کمتر از آرای جعفرپور [55865] است، اما در صورت اجماع، کاندیداهای دیگر نیز حاضر بودند به نفع اجماع منطقه کنارهگیری کنند و با وحدت نظری که در این سوی میدان به وجود میآمد، آرای بیشتری به سوی کاندیدای اجماع روانه میشد و امروز اینگونه حسرت نمیخوردیم.
بدون شک در این برهه زمانی، منطقه دچار یک اشتباه بزرگ شد. هواداران فردوسی بر این باور بودند که رای منطقه به نفع فردوسی است و آرای گراش دو برابر آرای بیرم است پس باید زندوی به نفع فردوسی کنار برود. اما فردوسی از تمام منطقه به جز شهر گراش، کمتر از 1500 رای داشته است. یعنی حتی فداغ، ارد و خلیلی که از توابع گراش هستند هم به فردوسی رای ندادهاند. این نتیجهی عدم کارشناسیِ برآیندهای آماری و نظرسنجی دقیق و صحیح در بین هوادارن فردوسی بود.
از سوی دیگر لاریها توانستهبودند رای منطقه را با بازی شطرنج به هم بزنند.
کلید خوردن پروژه تشکیک در آرا توسط رسانههای لار
در حالی که هنوز انتخابات به پایان نرسیده بود، رسانههای لار با گمان براینکه زندوی بتواند پیروز انتخابات باشد، همانند سناریوی جریان سبز در انتخابات 88، ادعای تخلفات گسترده در بیرم را تیتر خبرهای خود قرار دادند. اما با شمارش آرا و تعرفههای رای در لار کمی به پیروزی جعفرپور امیدوار شدند و با مشخص شدن پیروزی جعفرپور فیتیلهی آتششان را کم کردند.
اما نکتهی قابل توجه این است که قبل از هرچیزی، با ادعای تقلب و رسانهای نمودن آن یک انتخابات را با هیچ گونه مدرک متقنی زیر سوال بردهایم. با وجود نیرویهای هیات اجرایی، بازرسین وزارت کشور، ناظرین شورای نگهبان و نمایندگان کاندیداها در پای صندوق رای چگونه میتوان تخلف کرد؟ شناسنامهای که مهر نخورده باشد و عکس شناسنامه در شباهت با چهره رایدهنده باشد، قابل دریافت برگ تعرفه است و ادعای شخص براین که من صاحب شناسنامه هستم برای ناظران شورای نگهبان صدق است. پس اگر بخواهیم این گونه حساب کنیم، در تمام شعب امکان چنین اتفاقی میباشد.
ممکن است در هر انتخاباتی تخلفاتی صورت بگیرد اما این تخلفات تاثیر بهسزایی در انتخابات نخواهند داشت. و این را هم مدنظر داشته باشیم که تخلفات کوچک از سوی هواداران هر کاندیدایی ممکن است انجام بگیرد و چه بسا طرفداران آقای جعفرپور تخلفاتی بزرگتر از بیرمیها انجام نداده باشند و این امکان وجود دارد که در لار، بیرم، گراش و حتی تمامی دنیا چنین تخلفاتی صورت بگیرد. اما نکته قابل توجه و مهم این است که این تخلفات در نتایج نهایی تاثیر بسزایی ندارند و با وجود رایانهی بودن سیستم انتخابات میتوان آرای تکراری در تمامی شعب بیرم و لار را پیگیری کرد.
جعفرپور منتخب تمامی مردم لارستان، خنج و گراش نیست
برخی از منتقدین در بحث فلسفه سیاسی غرب و اسلام معتقدند یکی از نواقص دموکراسی این است که اگر کاندیدایی با 51 درصد رای آورد، آن 49 درصد دیگر تکلیفشان چیست؟
در این انتخابات 59 درصد مردم لارستان، خنج و گراش به جعفرپور رای ندادند. در شهرستان گراش، تنها 10 درصد مردم به جعفرپور رای دادند و در شهرستان خنج با وضعیتی مشابه چیزی حدود 15 درصد به جعفرپور رای دادهاند. در بخش بیرم تمامی به زندوی رای دادهاند، جعفرپور از صحرای باغ آرای قابل توجهای نداشته و از بخش جویم چیزی حدود تنها یک چهارم آرا را نصیب خود کرده است.
برگ برندهی جعفرپور در این انتخابات آرای جمعیت شهر لار و بخش مرکزی بوده است. با وجود این آمار میتوان پی برد که شهرستانها و برخی از بخشهای لارستان هنوز دلخوشی از لار ندارند.
به امید فردایی دوباره!
به هرحال جعفرپور کاندیدای اجماع لاریها برای چهار سال آتی نماینده این مردم خواهد بود. از امروز باید به فکر 4 سال آینده باشیم.
تصحیح ساختارهای غلط در منطقه و شهرهای منطقه، مدیر پروری، ایجاد رسانههایی که گویای مشکلات مردم منطقه باشد، ایجاد وحدت و همگرایی در منطقه، انتخاب فعالان قوی و تاثیرگذار برای شوراهای شهر و روستا و ...
به امید فردایی دوباره...
برچسبها: مجلس نهم, جعفرپور, بیرم, زندوی, فردوسی, لار










